دوشنبه , ۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
faen

تجربه ی نوروز من از کودکی تا بزرگسالی

تجربه ی نوروز من از کودکی تا بزرگسالی؛
دوران کودکی، نوروز معنایش برای من خریدن گز و اجیل شب عید و لباس نو، کفش با پاشنه‌ی تق تقی و جوراب توری دار بود؛ دید و بازدید با اقوام و گرفتن عیدی.
دوران نوجوانی اما، خانه‌تکانی هم به آن اضافه شد، کمک به پدر و مادرم که با شور و حالی متفاوت از همه‌ی سال به خانه صفا میدادند و من با تشکر آنها از کمکم، احساس ارزشمندی می‌کردم
و اکنون در بزرگسالی نوروز برایم مفهومی متفاوت شده دیگر نه آجیل نوروزی شادم می‌کند و نه خرید لباس شب عید؛ چرا که می‌دانم کسانی هستند که دستشان خالیست و نوروزشان را متفاوت از من تجربه می‌کنند و خوشحالم از اینکه آنقدر بزرگ شدم که این انسانها را ببینم و درکشان کنم. اگر چه نوروز مرور معجونی از احساساتی است که در یک سال گذشته تجربه کرده‌ایم:
شادی شب تولد
غم از دست دادن عزیزی
خشم از رفتن آنکه عاشقانه دوستش داشتیم
اضطرابهایی که هیچکس با آن غریبه نیست.
اما اکنون در لحظه ی تحویل سال می‌دانم که آنچه می‌ماند فقط همین لحظه است و من باید قدرش را بدانم. بزرگترین عیدی برایم لحظات شادیست که در کنار عزیزانم میگذرانم و لبخندی که بر لب‌های آنها می‌بینم.

نوروزتان پیروز?
دکتر سعیده رئیسی

روانپزشک

آدرس کوتاه شده این مطلب: https://hesamfiroozi.com/8627


همچنین بررسی کنید

چه کنیم خواب راحت‌تری داشته باشیم؟ (بی‌خوابی شرطی)

چه کنیم خواب راحت‌تری داشته باشیم؟ (بی‌خوابی شرطی)

چه کنیم خواب راحت‌تری داشته باشیم؟ (بی‌خوابی شرطی) در نوعی از بی‌خوابی که آن را …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *