آزاده خواجه نصیری

هویت زنان جامعه هویتی اصیل نیست عاریتی ست و دیکته شده

هویت زنان جامعه هویتی اصیل نیست عاریتی ست و دیکته شده – نسیم مصلحی

انسان ها برای رشد و پیشرفت نیازمند هویتند، هویتی مستقل. هویتی که با رعایت مرزهای افراد در کودکی و نوجوانی شروع به شکل گیری می‌کند. هویتی که سرانجام چشم‌اندازی برای زندگی فرد ایجاد می‌کند و سبب مسئولیت‌پذیری و مطالبه‌گری در وی می‌شود. در جامعه ای که نگاه به کودکانش از همان ابتدا جنسیتی است، نگاهی که از همان کودکی به فرد یاد می‌دهد خود را به عنوان یک زن یا یک مرد ببیند نه یک انسان؛ نگاه جنسیتی که در آن مرد جنس اول و قوی است و زن جنس دوم و ضعیف، هویت افراد بخصوص زنان چگونه شکل می‌گیرد؟ جامعه‌ای که زن قبل از هر چیزی، حتی مقدم بر انسان بودنش یک زن است، هویت زنانش هویتی اصیل نیست. عاریتی ست و دیکته شده.
جامعه‌ای که زن را نیازمند مرد تصویر می کند؛ نیازمند تایید، پول و توجه مرد. در چنین جامعه‌ایی تمام زندگی زنانش به دویدن در پی مردان می‌گذرد. نگاهی که از کودکی به آنها تزریق می‌شود این است که زن ضعیف است یا در بهترین حالت لطیف است و نیازمند مراقبت. زن بی حضور مرد در زندگیش نمی‌تواند از پس خود برآید و نیازمند مراقبت و محافظت پدر، برادر، شوهر و در آخر فرزند پسر است! محافظتی که در عمل تبدیل به کنترل زنان می شود. پیام های پنهان چنین فرهنگی برای دختران و زنانش این است “تو تکیه گاه لازم داری، به پاهایت اعتماد نکن!” نگاهی که آنها را در اضطرابی مدام قرار می دهد. در ترس از نیافتن مردی برای تکیه گاه یا ترس از دست دادن کسی که یافته‌اند. خشونتی که دامن مردان را هم می‌گیرد و آنها را به عنوان “تکیه گاه و ستون” تصویر می‌کند!
با چنین نگاهی به زن، آیا جامعه می‌تواند دختران و زنانی با اعتماد به نفس و عزت نفس داشته باشد؟ جامعه ای که هویت زنانش به عنوان زنانی مستقل تصویر نمی شود، نمی‌تواند نسل بعدی مستقل و مسئولی نیز داشته باشد. در چنین فرهنگی که زندگی زنان از قبل تصویر شده، زنان و دخترانی که ازین مسیر با زمان‌بندی مشخص خارج شوند، با انواع پیام های آشکار و پنهان تحقیر، تهدید، نسبت‌های ناروا و …مواجه می‌شوند. زنانی که تمام دستاوردهای شخصی، تحصیلی، شغلی و اجتماعی خود را نادیده می‌گیرند و در اضطراب و افسردگی نیافتن همسر در ۳۰ یا ۳۵ سالگی دست و پا می‌زنند. زنانی که چون ازدواج نکرده‌اند احساس می‌کنند کم‌اند و یا خواستنی نیستند. این‌چنین تن به انواع جراحی‌های زیبایی می‌دهند که خوشایند مردان شوند. زنانی که زندگی بی حضور مرد برایشان چنان اضطراب‌زاست که تاب تحملش را ندارند، چرا که خود را توانمند نمی‌دانند و برای کاهش این احساس ناامنی در بیرون از خود به دنبال ناجی هستند.
در جامعه‌ایی که اولین و تنها آرزویش در مواجهه با دخترانش این است: “ایشالا تو لباس عروس ببینمت” بی حتی نیم نگاهی به خواسته های شخصی آنها؛ اوج دستاورد من به عنوان یک زن، ازدواج کردن و سپس بچه‌آوری است. چرا که داشتن همسر، حتی یک همسر نامطلوب از بی‌همسری بهتر است. حداقل برچسب ترشیده به آنها زده نمی‌شود یا از نگاه های ترحم‌آمیز و قضاوت‌های اجتماعی در امان می‌ماند. جامعه ای که زنانش انواع خشونت ها را در روابط نارضایت‌بخش تحمل می کنند چون هویتی بی حضور مرد در زندگیشان برای خود متصور نیستند.
امروزه نیازمند نگاهی در فرهنگمان هستیم که به افراد از منظر انسان بودنشان احترام گذاشته شود. یعنی رعایت حرمت و مرزهای افراد تا هویت و چشم اندازی فرای از نقش‌های جنسیتی و کلیشه‌ایی برای خود ترسیم کنند. بخصوص دخترانی با هویتی مستقل که خود را همان‌طور که هستند ارزشمند میدانند. عزت نفس و اعتماد به نفس دارند و در پی رشد و خودشکوفایی هستند. از این رو احساس توانمندی و امنیت می‌کنند و می‌توانند روابط سالمی با افراد داشته باشند و مسئولانه نقشهای مختلف خانوادگی و اجتماعی را بپذیرند.

 

نقاشی و تصویر از آزاده خواجه نصیری

آدرس کوتاه شده این مطلب: https://hesamfiroozi.com/0783


همچنین بررسی کنید

المیرا لایق

دنیای که زن‌هایش پا به پای مردها کار می‌کنند – المیرا لایق

دنیای که زن‌هایش پا به پای مردها کار می‌کنند – المیرا لایق + وارد مغازه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *