جمعه , ۳۰ فروردین ۱۳۹۸
faen

ما انتخابگریم، مجبور به انجام هر کاری نیستیم! – نسیم مصلحی

ما انتخابگریم، مجبور به انجام هر کاری نیستیم! – نسیم مصلحی

«کار نشد ندارد!» بسیاری از متخصصان حوزه‌ی موفقیت و انگیزش، به طرق مختلف می‌خواهند به ما ثابت کنند که ما بالقوه توانایی هر کاری را داریم و اگر اراده کنیم، به شرط پشتکار و ممارست، آن را انجام خواهیم داد.

اینکه بر این باور باشیم که توانایی انجام هر کاری را داریم با ایجاد امید و انگیزه در ما، می‌تواند سبب شود در صدد پرورش استعدادهای خویش برآییم. با این وجود، درست است که انسان بالقوه توانایی انجام هر کاری را دارد اما سوال اینجاست که اصلا آیا لازم است هر کاری بکند؟
ما آزادیم که نه بگوییم، چه به خود چه به دیگران. ما آزادیم انتخاب کنیم و ترجیح دهیم کارهایی را انجام «ندهیم»!

شاید این موضوع در نگاه اول بدیهی به نظر برسد اما با نگاهی دقیق‌تر به رفتارهای جمعی‌مان، گاه به رقابتی پی می‌بریم. رقابتی نامحسوس، با خود یا دیگری برای نشان دادن حداکثر استعدادها و توانایی‌های بالقوه‌ی‌مان. رقابتی در فتح قله‌های متعدد بدون هیچ احساس رضایتی. آیا ممکن نیست دچار رقابتی با خود شویم که ثابت کنیم هر کاری بخواهیم می‌توانیم انجام دهیم و این می‌شود که تا پایان عمر صرفا ازین شاخه به آن شاخه می‌پریم تا ثابت کنیم «این کار را هم توانستم بکنم؟»

شاید همین موضوع سبب شکل‌گیری این باور در فرهنگ ما شده مبنی بر اینکه «فرد موفق و باهوش باید در همه‌ی عرصه‌ها عالی و توانمند باشد‌.» دانش‌آموز و دانشجویی باهوش است که همه‌ی درس‌هایش ۲۰ باشد. فردی موفق است که هم مدرک دانشگاهی معتبر و بالایی داشته باشد، هم ساز «حرفه‌ایی» بنوازد، هم ورزشکاری «حرفه‌ای» باشد، هم زبان را با لهجه‌ی «عالی» حرف بزند و هم مانند یک شیرینی‌پز «حرفه ایی» کیک بپزد، هم مانند یک «نویسنده» بنویسد، هم… . درست است که تعادل بین حیطه‌های مختلف ورزشی، تحصیلی، ارتباطی و هنری برای سلامت ضروری‌ست اما آیا لازم است ما در همه‌ی حیطه‌ها «سرآمد» باشیم؟

خیلی از ما والدین فرزندی می‌خواهیم «همه توان». از کودکی در بستری رشد می‌کنیم، که برای نمره‌ی ریاضی «غیر‌قابل قبولمان»، معلم گرفته‌اند، در صورتی که به راحتی از کنار نمره‌ی «خوب» عربی یا شیمی گذشته‌اند. این می‌شود که به این نتیجه می‌رسیم که باید در تمام دروس عالی باشیم. «استعداد بالفعل شیمی یا عربی در صورتی که ریاضی‌ات بلنگد، اهمیتی ندارند.» باید تمام لوح سفید باشد، کوچک‌ترین لکه‌ای بر آن قابل پذیرش نیست! این چنین زیر فشار حذف لکه‌ها از پا می‌افتیم. مجبوریم تمام انرژیمان را بگذاریم برای بالفعل کردن بالقوه‌ها! اجباری نانوشته برای کامل بودن و همه توانی!

با این «احساس اجبار» و نگاه به کارهایی‌ که «هنوز» توانایی انجام‌شان را نداریم، اعتمادبه‌نفس‌مان کاهش خواهد یافت. با چنین نگاهی گویی بر این باوریم که زمانی ارزشمند خواهیم بود که کامل باشیم. در صورتی که کامل بودن نشدنیست. انسان کامل یک «آرمان» است؛ آرمانی دور از دسترس! این فاصله‌ی «واقعیت وجودیمان» تا آرمان «انسان کامل» را اضطراب پر می‌کند. چنین می‌شود که از خود خشم می‌گیریم و خود را سرزنش می‌کنیم؛ به این دلیل که کامل و همه توان نیستیم؛ و بنابراین «خوب نیستیم!»

دنیای امروز، دنیای فوق تخصص‌هاست. به دلیل گستردگی علوم و فنون و بی‌نهایت بودن انتخاب‌ها، در صورتی که بخواهیم در تمام حیطه‌ها توانمند شویم صرفا انرژی‌مان را در مسیرهای مختلف، پراکنده می‌کنیم. مانند قطاری که هر یک از واگن‌هایش روی یک ریل باشد.

ما به همان میزانی که توانایی هر کاری را داریم، مجبور به انجام هر کاری هم نیستیم! ما انتخابگریم. قدرت صرفا در انجام هر کاری نیست، قدرت توانایی ترجیح و انتخاب نیز هست. از توانمندی‌های بالقوه‌مان، آن‌هایی را بلفعل می‌کنیم که هم راستا با هدفمان است. این چنین با قرار دادن نیروهای جسمی و فکری خود (و مدیریت منابع درونی و بیرونی) در یک مسیر، رشد بهتر و سریع‌تری را نیز تجربه خواهیم کرد و همه‌ی این‌ها محقق نخواهد شد مگر با پذیرش ارزشمندی همین فردی که هستیم با همه‌ی بالفعل نشده‌هایش.

آدرس کوتاه این مطلب:

همچنین ببینید

والدین برای کودکان خود حق انتخاب نمی‌گذارند – دکتر حسام فیروزی

با قطع ارتباط والدین با کودک، کودکان نیازهای خود را در فضای مجازی پیگیری می‌کنند. دکتر حسام فیروزی، روانپزشک درباره نحوه حضور کودکان در فضای مجازی و نوع برخورد والدین با این موضوع: با توجه به تحولات بسیاری که در چند سال گذشته اتفاق افتاده است کودکی بزرگسالان در دنیای متفاوتی نسبت به کودکان حال حاضر سپری شده و به همین دلیل کودکان و بزرگسالان در دو دنیای متفاوت زندگی می کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آژانس دیجیتال مارکتینگ لوبیا