سه شنبه , ۱ مرداد ۱۳۹۸
faen

شاید سردرگم شده باشیم که چه بگوییم – نسیم مصلحی

شاید سردرگم شده باشیم که چه بگوییم – نسیم مصلحی

شاید بارها برایمان اتفاق افتاده باشد که از کودکمان جملاتی مانند “از خاله بدم میاد!”، “از معلمم متنفرم”، “دیگه خونه مادربزرگ نمیام”، “از خواهر/برادرم بدم میاد” شنیده ایم. در چنین موقعیت‌هایی چه واکنشی داشته‌ایم؟ شاید سردرگم شده باشیم که چه بگوییم. شاید لب گزیده، اخم کرده ایم و رو برگردانده باشیم. شاید واکنش دفاعی گرفته و بلافاصله به او گفته‌ باشیم “اا زشته یعنی چی بدم میاد”، “یعنی چی‌ خونه مادر‌بزرگ نمیام!”. شاید نصیحت کرده باشیم، “آدم باید دیگران رو دوست داشته باشه” یا سعی کرده‌ باشیم با دلیل بگوییم که اشتباه می‌کند و فلانی خیلی آدم خوب و دوست‌داشتنی ست. اما چقدر سعی کرده‌ایم احساسات او را درک کنیم؟
در چنین شرایطی کودکمان با واکنش‌های ما احتمالا فکر خواهد کرد احساسش اشتباه است. یا اینکه او حق ندارد چنین احساساتی داشته باشد یا شاید فکر کند او “آدم بدی” است که مثلا خاله‌اش را دوست ندارد. در نتیجه به احتمال زیاد از آن پس احساساتش را سرکوب خواهد کرد یا دیگر احساسش را با ما در میان نخواهد گذاشت و در نتیجه ارتباطمان با او کم یا قطع ‌می‌شود.
در چنین موقعیت‌هایی می‌توانیم شنونده‌ی احساسات کودکمان باشیم و احساسش را اعتبار ببخشیم که البته این به معنی تایید احساسات کودک نیست. با همدلی می‌توانیم به او کمک کنیم بیشتر در مورد احساسش صحبت کند، این چنین می‌توانیم هم علت احساسش را متوجه شویم و هم به او یاد دهیم احساساتش را شناسایی کند.
بنابراین با احترام و اعتبار بخشیدن به احساسات فرزندمان هم ارتباطمان با او قوی‌تر شده است و هم هوش هیجانی او را تقویت کرده‌ایم.

آدرس کوتاه این مطلب:

همچنین ببینید

فرزندان ما ناجی ما نیستند؟!

فرزندان ما ناجی ما نیستند؟! اغلب می‌پنداریم فرزندی که خیلی به والدینش توجه دارد فرزندی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Button

آژانس دیجیتال مارکتینگ لوبیا