تبليغاتX
خودشیفتگی

گيرم كه در باورتان به خاك نشستیم

و ساقه هاي جوانمان از ضربه هاي تبرهاتان زخم دار است 

با ريشه چه مي كنيد ؟ 

گيرم بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده ايد 

پرواز را علامت ممنوع مي زنيد 

با جوجه هاي مانده در آشيان چه مي كنيد   

گيرم كه مي زنيد  

گيرم كه مي بريد 

گيرم كه مي كشيد 

با رويش ناگزير جوانه چه مي كنيد ؟

 

واین بار یک وکیل : ابراهیم لطف الهی

 

ابراهیم لطف الهی

 

چندی پیش یک پزشک :  زهرا بنی یعقوب

دکتر زهرا بنی یعقوب

به کدامین گناه ؟

تا کی ؟

چه کسی پاسخ گوست؟

بس کنید

این عزیزان آیندگان این مرزو بومند

زهرا کاظمی

در این ملک آیا کسی نیست که پاسخ دهد در بازداشگاههای چه می گذرد؟

 

 اخبار مرتبط:

خبر مربوط به ابراهیم لطف الهی

خبر مربوط به دکتر زهرا بنی یعقوب

برای کشته شدگان و زنده به گوران، رشید اسماعیلی

مباد روزي كه حرمت ِ جان ِ ادمي را فراموش كنيم

دیده بان حقوق بشر خواستار رسیدگی به مرگهای مشکوک در زندانهای ایران شد 
 

+ نوشته شده توسط دکتر حسام فیروزی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 2:22 |

 

نیست تردید زمستان می گذرد                               

                     

                               وز پی اش پیک بهار

 

                  با هزاران گل سرخ

 

                               بی گمان می آید...

 

 

 

 حمایت سراسری وبلاگ نویسان ایرانی از آزادی دانشجویان دربند

 

در دفاع از حقوق دانشجویان چپ، رشید اسماعیلی

 

مرثیه ای برای یک دانشجو

 

 

+ نوشته شده توسط دکتر حسام فیروزی در یکشنبه سی ام دی 1386 و ساعت 1:15 |

زن آزار خواه

Gilt-masochistic women


بر طبق تعاريف روانكاوي زن گيلتي مازوخيستيك زني است كه از يك احساس گناه جنسي عميق در خصوص جنسيت خود رنج مي برد . يعني از اينكه احساس جنسي دارد و اين احساس جنسي در دوراني از كودكي ( oedipal ) معطوف به پدري بوده كه محرم اوقلمداد مي شده ، احساس گناه دارد.

درجامعه ما غير از اين مسئله ، ميتوان گفت زن بواسطه پيامي كه ناخود آگاه از مادر ميگيرد ازهستي زنانه خود در رنج است .

مادر بواسطه عدم رضايت ازهستي خويشتن واين نارضايتي اززن بودن به دختر نيز انتقال ميدهد . چرا كه زن هم در بعد جنسي و هم در بعد هويتي، خود را مترادف طرد شده و تحقير شده مي بيند.

اين احساس حقارت عميق(inferiority) و بد بودن عميق هم در بعد جنسي هم در بعد هويتي منجر به توليد مازوخيسم (masochism)ميشود.

در حقيقت مازوخيسم ميل به تحقير شدن ، آزار خود و سزاوار تحقير شدن و زير دست بودن است .

عوارض اين احساس را از دو جنبه ميتوان بررسي كرد . يكي بعد جنسي و ديگري بعد احساسي

از علل اين نوع احساس(تصوير بد بودن زنها از خودشان ) پيغامي كه مردها به زنها ميدهند نيز مهم است مردها در طول تاريخ بشريت ترس از روان زنانه داشته اند . در ريشه يابي اين قضيه از منظر روانكاوي ميتوان چنين گفت كه :

زن مظهر آفرينش است و همانند پروردگار، هر موجودي كه مظهر آفرينش است همانطور كه ميآفريند ، مرگ را هم در دستان توانمند خود دارد و توان آفريدن و ميراندن را تواما داراست .

كودك ناتوان به دنيا ميآيد و از توان مادر استفاده ميكند تا بتواند ادامه حيات دهد. حال اين اضطراب در دل كودك شكل ميگيرد كه: اگر اين مراقبت كننده دست از مراقبتم بردارد ميتواند مرا از ادامه حيات باز دارد و من خواهم مرد . اين نگرش كودك به مادر، زمينه ترس ناخوداگاه مردان از زنان را شكل ميدهد .

از طرفي ترس از كسي يا چيزي ، خصومت را در پس خود به ميدان خواهد آورد . در اينجا خصومت پنهان مرد از اينكه اگر اين عامل متخاصم يعني زن قدرت بگيرد ميتواند وي را نابود سازد و پيغام " تو بدي " را به وي بدهد باعث ميشود تا مرد احساس ناامني كرده و براي امن شدن خود از مكانيسم كنترل استفاده كند و در نهايت او را سركوب كرده ، بي ارزش جلوه داده و جنس دوم تلقيش نمايد .

ترس -------------- اضظراب --------------- ناامني --------------- كنترل ---------------- سركوب

ترس در ابتدا در دختر بچه و پسر بچه يكسان است اما چون دختر با مادر همانندسازي ميكند و خودش را منبعي از آفرينش ميبيند ، اين ترس در او از بين رفته ولي در مردها باقي ميماند .

همانطور كه ميبينيم در طول تاريخ بشريت تنزل زن به اموال و دارائي و يا sex object ( موضوع جنسي صرف ) و همينطور ضعيفه و ناقص عقل وجود داشته و دارد .

در اين راه مردها سعي كرده اند تا خود به تنهايي همه امور را به دست گرفته و نقش زن را علي رغم تواناييهاي بسيار محدود به رول مادر و مراقبت كننده نگاه دارند.بايد گفت غالب زنها نيز آنرا پذيرفته اند

در نگاهي ديگر در طول تاريخ ديده شده هر چه مردها از اعتماد بنفس بيشتري برخوردارشدند ، احترامشان به زن ها افزون تر گشته وخود را با او برابر تر يافته اند .

ميتوان از اين رابطه نتيجه گرفت كه وقتي مرد به زن احترام بيشتري ميگذارد و ارزش و اعتبار زن را مي پذيرد بدان مفهوم است كه ترس ناخودآگاهش از زن كاهش يافته و خصومتي در او شكل نگرفته تا در پي آن زن را بي ارزش پندارد .

پس ميبينيم كه اعتماد بنفس و ترس با يكديگر رابطه غيرمستقيم دارند.بدين معني كه هر گاه اعتماد بنفس پايين بيايد ، ترس بالا رفته و بلعكس.

اصولا ما انسانها براي بقا خود نيازمند امنيتيم . اين امنيت را در كودكي از سرويس گرفتن(حمايت) ، و در بزگسالي از توليد قدرت بدست مي آوريم .

پس مادر، كه همان زن بزرگسال است براي بدست آوردن امنيت خود نيازمند قدرت است وچون براي خود نقشي جز والد مراقبت كننده نمي يابد و رول او محدود به وظايف مادري است اين قدرت را ازتنها منبع در اختيارش كه اجتماع هم آنرا موجه ميداند يعني كنترل بيش از حد بچه هاي خود تامين خواهد كرد .( Over protection)

حال ببينيم اين كنترل بيش از اندازه كودك چه عواقبي را در پي خواهد داشت : پسرها را از يك طرف baby(كودك روان) و از طرف ديگر يك نر ساديستيك(sadistic) خودشيفته پرورش خواهد داد و جالب اينجاست كه بخش بيبي مرد همان بخشي است كه ترس از روان زن دارد و بخش ساديستيك همان بخشي است كه زن را تحقير و او را جنس دوم ميخواند .

ادامه زن آزارخواه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر حسام فیروزی در پنجشنبه بیستم دی 1386 و ساعت 19:36 |

 

مصاحبه با مجله صدا

متن این مصاحبه را در ادامه مطلب بخوانید

 

 آدرس کمپین حمایت از لغو حکم زندان من

برف نو سلام (مطلبی بسیار زیبا از بهزاد مهرانی ) توصیه می کنم حتما بخوانید.

کمپین آزادی سعید حبیبی و دانشجویان در بند (امضا کنید )

اعتراض 18 دانشگاه کشور به حکم حبس من

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دکتر حسام فیروزی در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 و ساعت 1:23 |

بنام خداوند جان و خرد

ریاست محترم قوه قضائیه آیت اله شاهرودی

با سلام

احتراما در خصوص وضعیت پزشکی آقای منصور اسالو ، زندانی سیاسی که اخیرا حکم پنج سال زندانی ایشان توسط مراجع قضایی تایید گردیده ، به عنوان پزشک معالج آقای اسالو جهت اطلاع آن مرجع محترم ، بالاترین مقام قضایی کشور ، خلاصه ای از وضعیت جسمانی ایشان را که به لحاظ پزشکی به هیچ وجه مناسب نمی باشد ارائه نمایم . امید است با توجه به این گزارش نسبت به بهبود شرایط ایشان و آزادی جهت مداوا در خارج از زندان اقدامات لازم را عنایت فرمایید .

این جانب به عنوان یک پزشک به لحاظ حرفه ای و انسانی وظیفه خود می دانم که فارغ از هر گونه جنجال سیاسی ، صرفا به خاطر نجات جان یک انسان، وضعیت وخیم جسمی آقای اسالو را خدمتتان ارسال دارم تا حضرت عالی نیز با در نظر گرفتن کرامت والای انسانی مساعدت خود را برای جلوگیری از تضییع حقوق پزشکی ایشان مبذول فرمایید .

گزارش وضعیت پزشکی منصور اسالو :

آقای منصور اسالو چهل و هفت ساله که در حال حاظر در زندان اوین به سر می برند چهار مشکل عمده جسمانی دارند .

اول :

بیماری چشمی ، که به علت جدا شدگی وسیع شبکیه همراه با تغییرات pvr در مهر ماه امسال تحت عمل جراحی فیکو و ویترکتومی عمیق و همچنین برداشتن غشاء روی شبکیه ، قرار گرفته است . البته در حال حاضر شبکیه چسبندگی دارد ولی تا شش ماه بعد از عمل، خطر جدا شدگی مجدد شبکیه وجود دارد و این خطر در ماههای اولیه بعد از عمل زیاد است . لذا لازم است بیمار مرتبا به فواصل کوتاه ( هفته ای یک بار ) تحت معاینه دقیق قرار گیرد تا در صورت بروز علائم بازگشت بیماری اقدامات جراحی مجدد صورت پذیرد .

دوم :

نام برده حدود دوازده سال قبل به علت گرفتگی عروق قلبی (3VD) تحت عمل قلب باز (OHS) قرار گرفته و بای پس شده اند . هم اکنون ایشان مجددا دچار عود این بیماری گردیده اند و پیوسته از درد قفسه سینه رنج می برند . لازم به ذکر است این حالت ( درد قفسه سینه ) از اورژانسهای پزشکی به شمار می آید و می باید سریعا و بدون هیچ درنگی تحت بررسی و درمان لازم در مراکز درمانی مجهز قرار گیرند که این بررسی و درمان احتمالا شامل آنژیو گرافی و جراحی مجدد قلب است .

سوم :

وجود سنگ کلیه و درد حاصل از آن که این درد می تواند با عث بالا رفتن فشار خون و تاثیر نامطلوب آن بر قلب گردد و موجبات ایست قلبی ( آنفارکتوس ) بیمار را فراهم آورد .

چهارم :

بیرون زدگی دیسک های کمری که درد حاصل از آن نیز اثرات بسیار زیان باری بر روی قلب داشته بدین صورت که استرس حاصل از این درد باعث تشدید بیماری قلبی ایشان می شود .

با توجه به گزارش فوق که مستندات پزشکی آن در پرونده پزشکی آقای اسالو موجود میباشد و نیاز فوری ایشان به امکانات پیشرفته بیمارستانی از جمله CCU و با توجه به اینکه این امکانات در زندان فراهم نیست و اگر عارضه قلبی رخ دهد برای رساندن ایشان از سلول به مراکز درمانی مجهز ، نیازبه مراحل اداری زمان بر دارد ، لذا تقاضای رسیدگی فوری و آزادی ایشان جهت مداوا در خارج از زندان را از حضرت عالی دارم .

با سپاس

دکتر حسام فیروزی

+ نوشته شده توسط دکتر حسام فیروزی در سه شنبه چهارم دی 1386 و ساعت 19:26 |